AMANATAZARBAIJAN.com

درياچه اروميه در آستانه تبديل شدن به کوير باتلاقي


درياچه اروميه در آستانه تبديل شدن به کوير باتلاقي

گروه گزارش: استاد پژوهشگاه بين‌المللي زلزله‌شناسي با اين هشدار که طي چند دهه اخير، حدود 2.79 ميليارد متر مکعب نمک در بستر درياچه اروميه رسوب کرده و شمال اين درياچه به محل نهشت دائمي نمک تبديل شده است، تاکيد کرد: احياي پايدار درياچه نيازمند کاهش شوري، مديريت آب‌هاي زيرزميني و استفاده از فاضلاب تصفيه‌ شده است.



دکتر مهدي زارع، استاد تمام پژوهشگاه بين‌المللي زلزله‌شناسي و مهندسي زلزله به روند تدريجي خشک شدن درياچه اروميه اشاره کرد و گفت: طي 30 ساله گذشته در سال‌هاي 1375-1378 سطح درياچه نسبتا بالا بود، ولي از 1378 تا 1392 پسروي شديد آب و افت سطح آب تا بيش از 7 متر رخ داد و اين امر باعث شد مناطق وسيعي از بستر درياچه نمايان شود که منجر به فرسايش بادي و کاهش سطح آب به جاي رسوب‌گذاري در بخش‌هاي مرکزي شد.
وي ادامه داد: از 1392 تا اکنون دوره‌هايي از بهبود نسبي به دليل سال‌هاي مرطوب و تلاش‌هاي حفاظتي رخ داده، اما به طور کلي سطح متوسط بسيار پايين‌تر از قبل از 1378 است، ضمن آنکه رسوبات تبخيري »هاليت« و »گچ« در دوره‌هاي کم آبي به‌ويژه در قسمت‌هاي مرکزي و جنوبي، به شکل پوسته‌هاي ضخيم نمکي رسوب مي‌کنند که اين رسوبات اغلب در دوره‌هاي پرآبي مثل سيل‌هاي سال‌هاي 1398 تا حدي حل شدند.
زارع اظهار کرد: رسوبات آواري»سيلت«، »رس« و »ماسه«با رودخانه‌ها آورده شده و در دلتاها و مناطق نزديک ساحل به‌ويژه در طول سيلاب‌هاي بهاري رسوب کرده‌اند. رودخانه‌هاي اصلي زرينه رود، سيمينه رود، گدار چاي و آجي چاي نقش اصلي را در تشکيل رسوبات دارند.
استاد تمام پژوهشگاه بين‌المللي زلزله‌شناسي و مهندسي زلزله خاطر نشان کرد: از زمان شروع خشک شدن قابل توجه درياچه اروميه در حدود سال 1375 اين حوضه شاهد تجمع عظيمي از رسوبات تبخيري اخير، عمدتاً به شکل پوسته ضخيم نمکي بوده است. اين رسوب‌گذاري نتيجه مستقيم کاهش حجم درياچه و متعاقباً اشباع بيش از حد آب نمک آن است. رسوب اخير و حجم نمک »رسوبات اضافه شده« از اواسط دهه هفتاد شمسي به جاي رسوب‌گذاري آواري خاک-سنگ عمدتاً از نمک تشکيل شده‌اند.
رسوب بيش از 2700 ميليون متر مکعبي نمک
به گفته وي تخمين زده مي‌شود که تقريباً 2790 ميليون متر مکعب يا 2.79 ميليارد متر مکعب نمک طي چند دهه اخير خشک شدن درياچه در بستر آن رسوب کرده است.
اين محقق حوزه مخاطرات تاکيد کرد: اين حجم رسوب به معناي ضخامت متوسط پوسته نمک تقريباً 73 سانتي‌متري در کل کف درياچه است. در مناطق ژرف‌تر حوضه، پوسته نمک به ضخامت‌هايي تا 2.95 تا 3.0 متر رسيده است. نرخ رسوب‌گذاري نمک در بخش شمالي درياچه 466 برابر بيشتر از ميانگين نرخ رسوب‌گذاري تاريخي 0.3 ميلي‌متر در سال ثبت شده در قبل از شروع به کوچک شدن درياچه تخمين زده مي‌شود.
زارع محرک‌هاي اصلي تجمع اين رسوب از سال 1375 را به سه عامل اصلي نسبت داد که ‌شامل اين موارد مي‌شود:
انحراف آب با ساخت بيش از 48 سد و هزاران چاه غيرقانوني: جريان آب شيرين ورودي را کاهش داده و باعث تبخير آب باقيمانده و باقي ماندن مواد معدني شده است.افزايش شوري از 400 واحد شوري عملي (PSU) فراتر رفته و باعث بارش گسترده هاليت (نمک) شده است.
گذرگاه شهيد کلانتري: که درياچه را به دو بخش تقسيم کرده و گردش طبيعي آب را مختل کرده و منجر به نرخ‌هاي متفاوت رسوب و تجمع نمک در شمال در مقابل جنوب شده است.
استاد پژوهشگاه بين‌المللي زلزله‌شناسي يادآور شد: اگرچه هر دو بخش درياچه از سال 1375 شاهد افزايش شديد تجمع نمک بوده‌اند، اما شمال و جنوب به دليل ژرفا و منابع آب منحصر به فردشان، از نظر نوع و چگالي اين رسوبات تفاوت قابل توجهي دارند. بيشتر حجم نمک دائمي در شمال است، در حالي که بيشتر رسوبات و نمکزارهاي نمايان در جنوب قرار دارند.
چالش نمکي در بخش شمالي درياچه اروميه
زارع با تاکيد بر اينکه حجم و ضخامت بيشتر نمک در بخش شمالي درياچه اروميه است، گفت: به دليل ژرفا و مانع فيزيکي گذرگاه شهيد کلانتري، بخش شمالي به محل اصلي نهشت دائمي نمک تبديل شده است. نرخ نهشت نمک در شمال 466 برابر بيشتر از سطوح تاريخي تخمين زده مي‌شود که تقريباً دو برابر نرخ نهشت نمک در جنوب درياچه يعني 266 برابر است.
استاد پژوهشگاه بين‌المللي زلزله‌شناسي اضافه کرد: از آنجا که شمال درياچه ژرف‌تر است، شورابه براي مدت طولاني‌تري اشباع مي‌ماند و به پوسته نمک اجازه مي‌دهد تا به طور مداوم ضخيم شود. حداکثر ضخامت نزديک به 33 متر در مناطق ژرف‌تر مرکزي-شمالي يافت مي‌شود.وي اظهار کرد: برخلاف جنوب که جريان‌هاي اصلي رودخانه‌هاي آب شيرين مانند زرينه‌رود را دريافت مي‌کند، شمال درياچه رودخانه‌هاي اصلي کمي دارد. اين بدان معناست که نمکي که در آنجا رسوب مي‌کند، به ندرت دوباره در آب حل مي‌شود و منجر به رسوب پايدارتر و عظيم‌تري مي‌شود.
تبديل شدن جنوب اروميه به باتلاق کويري
محقق پژوهشگاه بين‌المللي زلزله‌شناسي و مهندسي زلزله ادامه داد: جنوب درياچه منطقه‌اي بيشتر در معرض ديد است و کفه‌هاي نمکي در حالي که در شمال حجم عمودي بيشتري را در خود جاي داده است، در جنوب بسيار کم‌ ژرفاتر است. بيشتر کفه‌هاي نمکي خشک و سفيد قابل مشاهده در تصاوير ماهواره‌اي در جنوب قرار دارند. اين منطقه به يک پلاياي فصلي تبديل شده است که در تابستان پوسته‌هاي نمکي در آن تشکيل مي‌شوند، اما مي‌توانند در سيلاب‌هاي بهاري از رودخانه‌هاي جنوبي تا حدي حل شوند.
زارع خاطر نشان کرد: جنوب درياچه همچنين حاوي حجم بيشتري از رسوبات آواري سيلت، رس و ماسه است؛ زيرا بزرگترين رودخانه‌هاي درياچه از جنوب وارد درياچه مي‌شوند. ديناميک شوري بالا در جنوب قابل توجه است.
در حالي که جنوب آب شيرين بيشتري دريافت مي‌کند، بالاترين ميزان تبخير را نيز تجربه مي‌کند، زيرا بسيار کم ژرفا است و منجر به تشکيل پوسته نمکي سريع و نازک در مناطق وسيع مي‌شود.وي با بيان اينکه در شمال درياچه اروميه حداکثر ضخامت رسوب نمکي 2.95 تا 0.3 متر و در جنوب تحت تاثير جريان رودخانه بسيار نازک‌تر است، گفت: رسوبات عظيم در شمال نشان‌دهنده از دست رفتن دائمي ظرفيت درياچه است. حتي اگر آب بازگردد، »کف« درياچه چندين متر بالا آمده است.
در همين حال، رسوبات نمايان در جنوب منبع اصلي طوفان‌هاي نمکي خطرناک منطقه هستند، زيرا پوسته نازک و خشک آنجا به راحتي توسط باد برداشته مي‌شود.
تغييرات توپوگرافي درياچه
زارع ادامه داد: به دليل ميلياردها متر مکعب نمکي که از سال 1375 رسوب کرده‌اند، پوسته نمکي اساساً توپوگرافي و شيمي درياچه را تغيير داده است.

راهبردهاي احياي فعلي در مورد اين رسوبات بر سه رويکرد اصلي متمرکز هستند:
انحلال کنترل‌شده و »پر شدن آهسته«: که در آن نمک بايد به طور طبيعي با آب شيرين ورودي دوباره حل شود. مشکل آن است که اگر آب زيادي و خيلي سريع اضافه شود، يک »عدسي آب شيرين« روي نمک ايجاد مي‌کند که قبل از اينکه بتواند پوسته ضخيم زيرين را حل کند، تبخير مي‌شود.
برنامه‌هاي احياء بر لايروبي دهانه رودخانه‌هاي اصلي مثل سيمينه رود تاکيد دارند تا از رسيدن آب به ژرف‌ترين قسمت‌هاي پوسته نمکي براي به حداکثر رساندن انحلال اطمينان حاصل شود. بدين ترتيب انتظار مي‌رود تا مجددا يک محيط مايع پايدار و فوق شور برقرار شود که در آن نمک به جاي اينکه به عنوان يک بلوک جامد باقي بماند، به ستون آب بازگردد.
استخراج تجاري – صنعتي: چرا که »معدن نمک« با مجوز براي استخراج نمک صنعتي مي‌تواند با حذف »حجم اضافه شده« باعث افزايش سطح بستر درياچه شود.
نمک براي اهداف صنعتي يخ‌زدايي، توليد مواد شيميايي و توليد کلر استفاده مي‌شود در برخي مناطق، حذف لايه بالايي پوسته به نمايان شدن بستر اصلي درياچه کمک مي‌کند،چ که مي‌تواند احتمال تخم‌ريزي کيست‌هاي ميگوي آب شور آرتميا را هنگام بازگشت آب افزايش دهد.
تثبيت گرد و غبار يا تثبيت سطحي: در حوضه کم‌ژرفاي جنوبي، جايي که رسوبات خشک و مستعد باد هستند، تمرکز بر بي‌حرکت کردن گرد و غبار به جاي حذف است. استفاده از »شوراب تثبيت شيميايي« - محلول غليظي که از مواد معدني خود درياچه ساخته شده - براي اسپري کردن روي پهنه‌هاي نمکي خشک يک روکش سخت و شيشه‌اي ايجاد مي‌کند که از جابجايي نمک در »طوفان‌هاي نمکي« سمي جلوگيري مي‌کند. کاشت پوشش گياهي مقاوم به نمک - هالوفيت‌ها- در اطراف لبه‌هاي رسوبات براي عمل به عنوان بادشکن و به دام انداختن نمک در حال مهاجرت مؤثر است.
وي با بيان اينکه رسوبات3 ? متري در شمال ممکن است هرگز به طور کامل حل نشوند، اظهار کرد: اين درياچه حتي در صورت ترميم نيز ممکن است در نهايت به يک »پلاياي کم ژرفا« تبديل شود که حوزه‌اي بسته در اقليم خشک است که در پست‌ترين نقطه يک حوضه آبريز تشکيل شده و به اين معني که هرگز همان حجم آبي را که در سال 1375 داشت، در خود نگه نخواهد داشت. پلايا يا باتلاق کويري در مناطقي شکل مي‌گيرد که روان‌آب‌ها راهي به بيرون ندارند، در فصول مرطوب ممکن است پر از آب شود – و يک درياچه موقت در بهار شکل گيرد - و در فصل خشک با تبخير آب، سطحي پوشيده از رسوبات ريزدانه و نمک از خود به جاي بگذارد. اين وضعي است که درياچه اروميه در حال حاضر دارد.
کاهش شوري، شرط احياي اکولوژيک
زارع توضيح داد: براي زنده شدن دوباره درياچه به‌ويژه حمايت از ميگوي آب شور که پايه زنجيره غذايي است، شوري بايد از بيش از 300 گرم در ليتر فعلي به زير 240 گرم در ليتر کاهش يابد. رهاسازي زمستاني حجم زيادي از آب از سدها، باعث حل شدن سريع‌تر پوسته نمکي مي‌شود.
به گفته وي، اتصال و لايروبي رودخانه‌هاي زرينه‌رود و سيمينه‌رود اهميت دارد تا آب شيرين به »قلب نمکي« ژرف درياچه برسد و در باتلاق‌هاي کم‌عمق جنوبي تبخير نشود.
مديريت گذرگاه شهيد کلانتري و گردش آب نمک
زارع گفت: گذرگاه شهيد کلانتري مانند يک سد عمل مي‌کند و نمک را در شمال به دام مي‌اندازد. افزايش فاصله دهانه‌هاي پل، به گردش آب نمک و جلوگيري از ايجاد »مناطق مرده« کمک مي‌کند.
وي خاطرنشان کرد: بازگرداندن حجم تاريخي درياچه غيرممکن است، اما تمرکز بر سطح 1274.1 متر بالاتر از سطح دريا و کاهش 40 درصدي مصرف آب کشاورزي مي‌تواند تغذيه پايدار درياچه را تضمين کند.
زارع تأکيد کرد: انتقال بين حوضه‌اي مانند تونل رودخانه زاب، اقدامات اضطراري هستند و جايگزين حفاظت از منابع داخلي نمي‌شوند. استفاده مجدد و هدايت فاضلاب تصفيه‌شده شهري نيز جريان ورودي مداوم را در تمام طول سال فراهم مي‌کند.
به گزارش امانت به نقل از ايسنا،؛وي با تاکيد بر اينکه حفاظت از بيش از 80 هزار چاه به‌ويژه چاه‌هاي غيرمجاز، براي حفظ سطح آب‌هاي زيرزميني ضروري است؛ در غير اين صورت، درياچه همچنان به زمين نشت خواهد کرد، پيشنهاد کرد: تمرکز بر حفظ آب کافي براي کنترل گرد و غبار نمکي و حمايت از آرتميا در مناطق ژرف‌تر، به جاي تلاش براي پر کردن کل حوضه مي‌تواند هدفي عملي و کوتاه‌مدت باشد.


برچسب ها:

تاریخ: 1404/10/22 12:59 ب.ظ | دفعات بازدید: 1908 | چاپ


مطالب مشابه dot
آخرین اخبار dot