در حال بار گذاری
امروز: دوشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۸

فرهنگی > صنعتي که فرهنگش »بي‌معنايي« را قبول دارد!

گروه فرهنگي:صنعت فرهنگ‌سازي تلاش مي‌کند بي‌معنايي را گسترش دهد و از آن حمايت کند تا از اين رهگذر مخاطب را به تفکر نکردن و پذيرش بي‌چون و چرا دعوت کند.

     گروه فرهنگي:صنعت فرهنگ‌سازي تلاش مي‌کند بي‌معنايي را گسترش دهد و از آن حمايت کند تا از اين رهگذر مخاطب را به تفکر نکردن و پذيرش بي‌چون و چرا دعوت کند.
    »کسب و کار ايدئولوژي آنها است« اين جمله افق‌هاي زيادي را در ذهن هر شنونده‌اي (با همين قطعيت) باز مي‌کند. مصاديق بسياري را به ذهن متبادر مي‌کند و بر همين اساس قضاوت‌ها را شکل مي‌دهد.حال اين جمله را بايد گذاشت در کنار اتفاقاتي که در حوزه فرهنگ روي مي‌دهد و يک سر آن در ماجراي کسب و کار و اصالت سود است.
    بد نيست با هم خاطره يک برنامه طنز تلويزيوني را مرور کنيم. اتاقي که ظاهرا تحريريه يک نشريه بود و خبرنگاران در آن مشغول فعاليت بودند و هر خبري دستشان مي‌رسيد، خطاب به شخصي که ظاهرا در مقام سردبير يا مديرمسئول بود خبر را مي‌خواندند و او با صداي بلند مي پرسيد »بفروش است؟« و همه مي‌گفتند »بفروش است« و او تاکيد مي‌کرد کار کنيد!اين که کسب و کار و اصالت سود تبديل به ايدئولوژي و مرام بسياري شده، يکي از نشانه‌هاي يک اتفاق است. اتفاقي که با عبارت »صنعت فرهنگسازي« بايد از آن ياد کرد. صنعتي که اصالت را بر سود گذاشته و با کمک رفتارهاي فرهنگي مشغول شکل دادن به آن است. اين موضوع را در فضايي به اسم سينما شاهد هستيم. به عبارتي مي‌بينيم که معيار قضاوت و ملاک انتخاب يک اثر سينمايي »گيشه« است و پرفروش بودن يا نبودن در قضاوت‌ها اثر زيادي دارد. مولفه‌اي که گاهي حتي قضاوت و نظر برخي منتقدان را نيز تحت تاثير خود قرار مي‌دهد.
    نبايد از تماشاگران انتظار هيچ‌گونه تفکر مستقل را داشت: محصول تجويزکننده هر واکنشي است: البته نه به واسطه ساختار طبيعي‌اش، بلکه از طريق نشانه‌ها و علايم. از هرگونه پيوند منطقي که ممکن است به سعي و تلاش ذهني دامن زند با دقت و وسواس بسيار پرهيز مي‌شود. براي هر سينمارو دقيق و تيزبين هر صحنه منفردي گوياي کل فيلم خواهد بود. حتي خود اين الگوي ثابت و تکراري نيز هنوز خطرناک به نظر مي‌رسد؛ الگويي که نوعي معنا را هر قدر هم که مفلوک باشد عرضه مي‌کند؛ آن هم در جايي که فقط بي‌معنايي قابل پذيرش است.
    اين اتفاقي است که در صنعت فرهنگسازي به آن دامن زده مي‌شود و با معيار قراردادن توده در واقع تلاش مي‌کند تا رفتارهاي فرهنگي را به سمت و سويي که مد نظر دارد، هدايت کند.
     فريب، اصلي‌ترين کارکرد اين صنعت است. اين صنعت با فريفتن مخاطب در واقع او را از اصل موضوع منحرف مي‌کند و به او وعده‌هايي مي‌دهد که عملياتي نمي‌شود و پيوسته او را با وعده‌هايي که تحت عنوان کسب لذت مي‌دهد، دنبال خود مي‌کشاند تا بتواند همچنان به ايدئولوژي خود خدمت کند.
    در اين صنعت که بر پايه فريب استوار است، لذت محوريت دارد تا از آن طريق به کسب و کار منتهي شود که خدمتي به ايدئولوژي شود. در اين صنعت همواره به مخاطب يادآوري مي‌شود که تو محرومي و ما مي‌توانيم اين محروميت تو را برطرف کنيم. »جسورانه« بودن بسياري از آثار فرهنگي در اين صنعت به آثاري گفته مي‌شود که مستقيم و غيرمستقيم بتواند به تحريک نيازها دامن بزند و لذت را شعله‌ور کند. در واقع لذت شعله‌ور شده نيازي را مي‌طلبد که با سود در اين صنعت نسبت مستقيم دارد و باز هم مي‌بينيم که کسب و کار تقويت مي‌شود و اين خدمتي به ايدئولوژي است.
    در اين صنعت، يکسان‌سازي امري اجتناب‌ناپذير است. عموم مردم شبيه کساني مي‌شوند که در اين صنعت به عنوان چهره‌هاي مشهور بر پرده سينماها و جلد مجلات نقش مي‌بندد. همه عاشق ستاره و نمادي از اين صنعت مي‌شوند و چون اون برده اين صنعت است دستيابي به او راحت نيست و براي همين همه خود را شبيه او مي‌کنند تا مرهمي بر اين آتش شعله‌ور شده بگذارند.
    بازگرديم به اول همين مطلب که »کسب و کار ايدئولوژي آنها است«. در اين فرهنگ است که سود اصالت دارد و گريزي از آن نيست. همه تلاش مي‌کنند سود بيشتري کسب کنند تا در سلسله مراتب اين مرام هم جايگاه بيشتري داشته باشند، هم سرسپردگي خود را اثبات کنند؛ زيرا کسي که سود بيشتري مي‌برد در واقع زمينه کسب سود بيشتري را نيز فراهم کرده و اين به صورت پلکاني رو به بالا مي‌رود.
    به گزارش امانت به نقل از فارس،در اين فرهنگ است که اثري از خرده‌فرهنگ‌ها و اقوام ديده نمي‌شود و فقط خدمت به ايدئولوژي اصالت دارد. کسي حرفي از فرهنگي بومي و ملي نمي‌زند، زيرا پسند بر اساس گيشه و فروش تعيين مي‌‌شود و فرهنگ بومي را با مکانيزم‌هاي مختلف منزوي کرده و فرياد مي‌زنند که اين »کهنه و قديمي« است و فروش ندارد و به همين خاطر هرکه سمت آن برود طرفدار کهنگي و پوسيدگي معرفي مي‌شود. در اين فرايند است که يکسان‌سازي به مرور گسترش مي‌يابد و تبديل به سکه رايج مي‌شود و کسي نمي‌تواند بگويد دستي در رايج شدن آن نقش داشته زيرا مردم خواهان و طرفدار آن هستند.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی