در حال بار گذاری
امروز: دوشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۸

تندرستی > تنهايي هميشه هم بد نيست!

عطيه ميرزا اميري گروه تندرستي: در يکي از سکانس‌هاي فيلم کنعان، ديالوگ ترانه عليدوستي اين بود: »من صبح که از خواب پا مي‌شم دلم مي‌خواد کسي نباشه باهام حرف بزنه. مي‌خوام از خونه که مي‌رم بيرون کسي منتظرم نباشه. برگردم دل کسي برام تنگ نشه واسم. مي‌خوام تنها باشم‎.‎‏«‏

    گروه تندرستي: در يکي از سکانس‌هاي فيلم کنعان، ديالوگ ترانه عليدوستي اين بود: »من صبح که از خواب پا مي‌شم دلم مي‌خواد کسي نباشه باهام حرف بزنه. مي‌خوام از خونه که مي‌رم بيرون کسي منتظرم نباشه. برگردم دل کسي برام تنگ نشه واسم. مي‌خوام تنها باشم‎.‎‏«‏
    شايد خيلي از شما هم در برخي مواقع زندگي‌ دل‌تان خواسته اين ديالوگ را به اطرافيان‌تان بگوييد. شايد هم در دل‌تان گفته‌ايد يا اعلام عمومي کرده‌ايد که يک مدت دست از سرتان بردارند و تنهايتان بگذارند. تنها بودن و درخواست کردن اين‌که »ما را به حال خودمان بگذاريد« بر خلاف تصور عموم مردم، هميشه ناشي از افسردگي نيست. تنهايي براي همه ما يک نياز است و خيلي اوقات به شيوه‌اي طبيعي و البته سالم، اين نياز را احساس مي‌کنيم و در نتيجه دوست داريم تنها به سينما برويم، تنها غذا بخوريم، قدم بزنيم و حتي يکي دو روزي به مسافرت تنهايي برويم. در واقع انسان‌ها نياز دارند هر از گاهي با خودشان خلوت کنند و در اين خلوت، يک بار ديگر همه چيز را برانداز کنند.
    تنهايي و سکوت به شما امکان برنامه‌ريزي راحت‌تر، خودشناسي بيشتر و البته متمرکز شدن روي افکار و کارهاي عقب مانده را مي‌دهد.‏‎ ‎پس همين اول کار، بايد بگوييم که اتفاق غم‌انگيزي نيست اگر روزها و ساعت‌هايي را به خواست خودمان، تنها بگذرانيم.‏
    *برون‌گراها هم گاهي مايلند تنها باشند
    شايد فکر کنيد که تنهايي و خلوت، مخصوص افراد درونگرا است و يک فرد اجتماعي و برونگرا نيازي به رفتن به خلوت و غار تنهايي ندارد. اما کاملا اشتباه است. تنهايي نيازي است که هر کسي اعم از برونگرا و درونگرا تجربه مي‌کند و افراد سالم و غير افسرده هم هر از گاهي نياز به خلوت دارند.گاهي انسان‌هاي سرزنده و با آداب اجتماعي بالا هم دل‌شان مي‌خواهد مدتي را بدون رابطه با کسي، در کمال آرامش بگذرانند. تنهايي به شما اين فرصت را مي‌دهد که مدتي دور از آداب و اجبارهاي خانوادگي و اجتماعي، به سبک و سياق خودتان زندگي کنيد، انرژي بگيريد و دوباره به زندگي جمعي برگرديد. ‏
    *ازدواج و فرصت تجربه تنهايي
    شايد شنيده باشيد کسي که از تنهايي خود لذت مي‌برد مي‌تواند در زندگي جمعي و زندگي مشترک هم موثر باشد.
    چرا که تنهايي به شما ياد مي‌دهد خودتان را دوست بداريد، توان حل مساله و مراقبت از خود را پيدا کنيد، بتوانيد بدون نياز بيمارگونه به ديگران (چه از نظر عاطفي و چه از نظر زيستي) به زندگي بپردازيد و در يک کلام، به انساني پخته و قابل اتکا بدل شويد. اين تنهايي البته در زندگي متاهلي هم يک نياز است و مثل سوپاپ اطمينان رابطه عمل مي‌کند. در واقع ازدواج در عين با هم بودن‌ها، نياز به خلوت فردي دارد.
    متاسفانه گاهي ديده شده که برخي از ما با ازدواج کردن و شروع زندگي جديدمان، حريم‌هاي خصوصي و زمان‌هايي که متعلق به خودمان بوده‌ايم را فراموش مي‌کنيم. يادمان مي‌رود اگر خسته شديم، ذهن‌مان بهم ريخت، تمرکز کافي نداريم و يا زود از کوره در مي‌رويم بايد مدتي را در سکوت با خودمان بگذرانيم تا بتوانيم به افکار و روند زندگي‌مان معقولانه‌تر جهت دهيم‎. ‎
    *خلوت کردن با خود را در مسير انزواطلبي نبريم‎!‎
    دوستي داشتم که برادرش در عسلويه کار مي‌کرد. صبح تا شب را سر کارش مي‌گذراند و شب‌ها هم خسته مي‌خوابيد تا خود صبح و باز هم روز از نو و اتفاق تکراري روز قبل. دوستم تعريف مي‌کرد از زماني‌که برادرش براي کار به عسلويه رفته، روند زندگي‌اش تغيير يافته و چون تنهايي زندگي مي‌کند و تمام مدت روز و شب و هفته‌ها تنهاست و فقط و فقط به کار مشغول است، خلق و خويش هم عوض شده‌ و زماني‌که براي مدتي پيش خانواده‌اش برمي‌گردد تحمل زندگي جمعي، سر وصدا و رفت و آمدهاي طولاني و شلوغ را ندارد.
    مي‌گفت تمام مدتي که پيش ماست، کلافه است و مانند سابق نمي‌تواند طولاني مدت جمع‌هاي شلوغ را تحمل کند و دائم در صدد آن است که سريع مجلس را ترک کند و تنها باشد. چيزي که در زندگي برادر دوستم و خيلي از ما اتفاق مي‌افتد «عادت کردن» است. عادت به تنهايي اتفاق ترسناکي است. تصور کنيد انساني را که هميشه در جمع‌هاي دوستي و فاميلي خوش مشرب و شلوغ بوده و حالا به دليل شرايط زندگي جديدش مجبور است مدتي تنها زندگي کند و بعد از مدتي به تنهايي‌اش خو مي‌گيرد و کم‌کم جمع گريز مي‌شود‎.‎پس بايد حواس‌مان را جمع کنيم، مواقعي که ميل به تنهايي و سکوت داريم، اين تنهايي را کش‎دار نکنيم. به لذت بردن از تنهايي عادت نکنيم تا بعدها هم بتوانيم در جمع‌هاي دوستانه و خانوادگي حضور پيدا کنيم و از بودن با ديگران لذت ببريم. به قول دوستي: »تنهايي خوب است.
    به گزارش امانت به نقل از سلامت نيوز، شيرين است ولي از آن شيرين‌هاي ليموشيريني. کمي که بماند تلخ مي‌شود و دل را مي‌زند. طعم شيرين دوتايي بودن‌ها و چندتايي بودن‌ها هم خوب است اما زيادي آن هم آدم را خسته مي‌کند و گلويش را مي‌زند‎.‎‏«‏

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی